۱۴۰۵.۰۶.۰۲

حمید بابایی، نویسنده و منتقد در پنجاه‌وسومین برنامه «دوشنبه‌ها به وقت کتاب»، گفت: کتاب یک گاری انار ترک‌خورده، روایت انسان‌هایی است که در حاشیه مسئله جنگ هستند؛ یعنی آدم‌هایی که کیلومترها از جنگ فاصله دارند، اما آسیب‌های جنگ دامن آن‌ها را هم می‌گیرد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، پنجاه‌وسومین برنامه «دوشنبه‌ها به وقت کتاب» با نقد و بررسی کتاب «یک گاری انار ترک‌خورده» نوشته خدیجه خانی، روز دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن اوستا برگزار شد.

در این نشست که با میزبانی حمید بابایی برگزار شد، خدیجه خانی، نویسنده کتاب، درباره شکل‌گیری ایده «یک گاری انار ترک‌خورده» و چگونگی پرداخت داستانی به یکی از وقایع دوران دفاع مقدس در اردبیل سخن گفت. همچنین حمید بابایی، نویسنده و منتقد، به بررسی ویژگی‌های این اثر و نسبت آن با ادبیات جنگ و روایت‌های شفاهی پرداخت.

خدیجه خانی در ابتدای این نشست درباره ایده شکل‌گیری کتاب گفت: ۲۱ اسفند سال ۱۳۶۶، فقط یک بار استان اردبیل در هشت سال دفاع مقدس بمباران شد. اردبیل آن‌چنان در معرض جنگ نبود. من به این فکر کردم که در اردبیل چند نفر توانسته‌اند در این مورد کار کنند.

او در ادامه داد: تولید محتواهای کلیشه‌ای زیاد بود، اما هیچ‌کدام داستان نبودند. از آنجا که ما به دنبال نگاه جدیدتری در حوزه داستان هستیم، به این فکر کردم که این موضوع را داستانی کنم.

این نویسنده با اشاره به استفاده از عناصر تخیل در اثر بیان کرد: بخشی از کتاب به تخیل خودم مربوط است؛ با این نگاه که اگر یک دهه‌هشتادی این کتاب را بخواند، بتواند با آن ارتباط برقرار کند.

«یک گاری انار ترک‌خورده»؛ روایت آدم‌هایی که کیلومترها از جنگ فاصله دارند

خانی با تأکید بر واقعی بودن شخصیت‌های کتاب و تلاش نویسنده برای وفادار ماندن به رخدادهای واقعی، گفت: در زمان آن اتفاق، ما ۱۵ شهید و ۱۶ جانباز داشتیم و همه شخصیت‌های داستان از میان این افراد هستند. همچنین سعی کردم به تجربه‌های شنیداری هم وفادار بمانم.

در ادامه، حمید بابایی با اشاره به تجربه خود در نگارش رمان «خاک سفید» درباره ویژگی اصلی کتاب «یک گاری انار ترک‌خورده» گفت: وقتی رمان خاک سفید را منتشر کردم، یکی از بهترین نظرات را هادی تقی‌زاده نوشت. او گفت من خاک سفید را دوست داشتم، زیرا روایت آدم‌های له‌شده است.

او افزود: کتاب یک گاری انار ترک‌خورده، روایت انسان‌هایی است که در حاشیه مسئله جنگ هستند؛ یعنی آدم‌هایی که کیلومترها از جنگ فاصله دارند، اما آسیب‌های جنگ دامن آن‌ها را هم می‌گیرد.

بابایی این ویژگی را یکی از وجوه امروزی اثر دانست و اظهار کرد: از این منظر، این یک رمان امروزی است. ما می‌توانیم همه این وقایع را در تهران رقم بزنیم و بنویسیم.

این نویسنده و منتقد در ادامه با تأکید بر اهمیت روایت داستانی در انتقال تجربه‌های تاریخی گفت: ما می‌گوییم داستان مهم‌تر از روایت شفاهی است، زیرا جریان‌ساز است و تو را به روزگار امروز ربط می‌دهد.

او افزود: این ارتباط دادن وقایع به روزگار امروز یعنی ادبیات. ادبیات آینده‌ساز است. اگر یک بچه این کتاب را بخواند، می‌فهمد که اگر شهر تو را با موشک بزنند، حتی اگر تو کاری نداشته باشی، ممکن است کشته شوی.

بابایی خاطرنشان کرد: ادبیات باعث می‌شود این حادثه تاریخی فراموش نشود. من اتفاقات اردبیل را با این رمان فهمیدم.

«یک گاری انار ترک‌خورده»؛ روایت آدم‌هایی که کیلومترها از جنگ فاصله دارند

بابایی در بخش دیگری از سخنان خود به نقد فضاسازی در داستان‌های ابتدایی کتاب پرداخت و گفت: فضاسازی چهار داستان اول خوب نیست، زیرا اردبیل در آن شکل نمی‌گیرد. من احساس می‌کنم خانی در فضاسازی خست به خرج داده و موجز نوشته است.

او افزود: داستان کوتاه ۸۰۰ کلمه‌ای الزاماً داستان کوتاه موفق نیست. می‌توانست فضا بیشتر و عمیق‌تر شود. در داستان کوتاه الزامی ندارد شما چیزی را پنهان کنید.

بابایی در ادامه درباره ویژگی‌های داستان کوتاه و تفاوت آن با رمان توضیح داد: داستان‌های کوتاه الزاماً خوش‌خوان نیستند، زیرا در جهان، این نوع داستان‌ها برای مخاطبان جدی نوشته می‌شوند. ما در رمان می‌توانیم چیزی را تکرار کنیم، اما در داستان کوتاه به این صورت نیست.

او با اشاره به نگاه خود به داستان کوتاه گفت: البته خود من خیلی طرفدار داستان‌های کوتاه پیچیده نیستم، اما اعتقاد من این است که داستان کوتاه برای مخاطبان حرفه‌ای نوشته می‌شود، زیرا داستان کوتاه بیشتر مبتنی بر تکنیک است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha